بازي بسيار جالب، رقابتي و مهارتي است، موفقيت دراين بازي نيازمند تلاش و مهارت زيادي است. وسيله بازي در دبل دو قطعه چوب صاف هستند كه اغلب از شاخه درخت انار، كنار، گزو يا نخل بريده مي شوند. طول قطعه بزرگتر ( ماتيك[1] Matik ) تقريباً 50-40 سانتيمتر مي باشد و قطعه كوچكتر(چوكيك[2] Cokik ) اغلب و به ندرت اندازه ماتيك مي باشد. نحوه بازي به اين صورت است كه براي شروع بازي شياري كوچك به عمق تقريباً 7-5 سانتيمتر در زمين ايجاد مي كنند، طوري كه اگر چوكيك را در يك طرف شيار قرار دهيم حداقل آن بيرون باشد. تعداد بازيكنان دبل حداقل 2 و حداكثر 6-4 نفر مي باشند. براي شروع بازي پس از ياركشي به قيد قرعه يك گروه بازي را آغاز مي كند، به اين ترتيب كه بازيكن چوكيك را به صورت بعلاوه و تقاطعي روي شيار قرار مي دهد و يك سر ماتيك را در دو دست گرفته و سر ديگر را درون شيار و دقيقاً زير چوكيك قرار مي دهد. بازيكنان گروه حريف در جهت شيار از او فاصله گرفته و رو به شيار آماده ميشوند تا اوچوكيك را پرتاب كند يا به اصطلاح حاضر بدهد. پس از آن كه گروه حريف اعلام آمادگي كرد، بازيكن با تمام توان چوكيك را به وسيله ماتيك به جلو پرتاب مي كند و بازيكنان حريف سعي مي كنند قبل از افتادن چوكيك به زمين، آن را در هوا با دست بگيرند. اگر موفق شدند، بازيكن در اين دور شكست خورده حذف مي شود و نوبت به يار هم تيمي او مي رسد، ولي اگر موفق نشدند چوكيك را در هوا بگيرند و چوكيك بر زمين افتاد، بازيكن اين بار ماتيك را مثل چوكيك روي شيار قرار مي دهد و بازيكنان حريف به وسيله چوكيك، ماتيك را هدف مي گيرند كه اگر چوكيك به ماتيك بخورد، بازيكن از دور بازي حذف مي شود در غير اينصورت بازيكن يك سر چوكيك را در شيار قرار داده وبا ماتيك به سر ديگر آن كه به طرف بالاست ضربه مي زند و وقتي كه چوكيك به هوا پرتاب شد، به وسيله ماتيك دوباره در هوا به آن با تمام توان ضربه مي زند تا به فاصله دورتري برود. در هر بازي بازيكن مي تواند با ماتيك سه ضربه به چوكيك بزند، پس از اتمام سه ضربه بازيكن فاصله بين شيار و چوكيك را در ذهن خود محاسبه كرده و عددي را كه بايد در 5 بخش پذير باشد اعلام مي كند. بازيكنان گروه حريف در صورت معقول بودن با اين عدد موافقت كرده و دوباره ماتيك را كه روي شيار قرار گرفته از همان فاصله هدف مي گيرند. اگر موفق به زدن ماتيك شدند، بازيكن از دور بازي خارج مي شود اما در صورت عدم برخورد چوكيك با ماتيك بازي به همان روش قبلي ادامه پيدا مي كند و تا زماني كه بازيكنان گروه حريف موفق به زدن ماتيك روي شيار نشوند و يا فاصله بين چوكيك و شيار كمتر از 5 نباشد، بازيكن بازي را ادامه مي دهد در صورت عدم موافقت گروه حريف فاصله مورد نظر طبق جدول زير اندازه گيري مي شود، اگر پس از اندازه گيري عدد پيشنهادي به دست آمد بازي ادامه مي يابد، درغير اينصورت بازيكن حذف مي شود و نفر بعد بازي را آغاز مي كند. وسيله اندازه گيري فاصله بين چوكيك تا شيار بستگي به تعداد برخوردهاي چوكيك و ماتيك در هوا قبل از افتادن به زمين در هر بازي دارد. در صورتي كه بازيكن در هوا موفق به زدن يك ضربه به چوكيك شود وسيله اندازه گيري ماتيك است، اگر موفق به دو بار زدن چوكيك در هوا شد وسيله اندازه گيري چوكيك است.
در دبل بازيكنان عددي را قبل از شروع به عنوان امتياز نهايي تعيين مي كنند، مثلاً 2000 يا 5000 و هر كس ( گروه ) زودتر اين امتياز را كسب كند، برنده بازي شناخته مي شود.
[2] - بچه، چون چوب كوچكتر است به آن چوب بچه مي گويند.
زمین شناسی
بلوچستان:

بيشتر سرزمين بلوچستان در دوران هاي گذشته زيرآب بوده و با گذشت زماني طولاني از زير آب بيرون آمده است. خاك زمين هاي جنوب نيكشهر و برخي از برجستگي هاي اين منطقه كه از شن و ماسه پديد آمده است و آكنده از سنگواره هاست، اين نظريه تأييد مي كند. سرتوماس هولديچ در كتاب نقاط مرزي هندوستان، مي نويسد: «پشته ها و توده هاي خاك رس مطبّق و مضرّسي كه در سواحل بلوچستان زياد است و بعضي نقاط آن كه همچون ستون فقرات نهنگ شكل گرفته است و همچون نمك هاي لزجي كه در جاي جاي اين منطقه ديده مي شود، نشان دهنده آن است كه در دوران هاي گذشته، اين سرزمين را آب پوشانده بوده است. مطالعات زمين شناسي كه در منطقه بلوچستان به عمل آمده است، بيانگر آثار رسوبات مختلف از دوره هاي اول تا چهارم زمين شناسي در اين منطقه است. در بلوچستان پرمو- كربنيفر به وسيله آهك هاي محتوي (fusulinides ) مشخص مي شود اين آهك ها به شكل يك برآمدگي نوك تيز از وسط شيت هاي ترياس ماشك در دره مرتفع ذهوب نزديك مرزپيشين بيرون آمده است. در شمال شرقي بلوچستان، نزديك مرز افغانستان، ترياس فوقاني به وسيله هزار متر شيت هاي محتوي Monotis مشخص شده است .«لياس» بلوچستان، شامل هزارمتر آهك ها و شيت هايي مي باشد كه در برخي نقاط داراي سنگواره است. در بخش مرزي ايران و افغانستان آهك هاي داراي هيپوريت كه تا درياچه هامون سيستان گسترش يافته است، وجود دارد دراين ناحيه Hippurites verdenbur gikuhn را تشخيص داده اند اين طبقات به سوي مشرق تا افغانستان ادامه مي يابد.

از سفيدابه تا حرمك و سپس در سراسر توده هاي كوهستاني كوه ملك سياه شيت هاي رنگارنگ، سنگهاي آتشفشاني ماسه سنگ ها و بندرت عدسي هاي آهكي خردشده ديده مي شود. اين سنگ ها در سطح بياباني كوهستاني و مرتفع به شكل بريده بريده ظاهر گرديده اند.
ميان سفيدابه و حرمك، آهك هاي محتوي نوموليت هاي كوچك در غرب ارتفاعات پيرامون جاده وجود دارد، گرچه تعيين گونه اين نوموليت ها ممكن نيست ولي بسيار پرارزش هستند و عمر قسمت بالايي فليش ( سنگ هاي رسي ) آتشفشاني را كه روي آهكهاي Rudist دار قرار دارد، مشخص ميسازند. اين فليش آتشفشاني، متعلق به كرتاسه بالايي و ائوسن است.
تودههاي سرپانتنيني كه در مجاورت آن قرار دارد، نيز متعلق به كرتاسه است وداراي اهميت اقتصادي مي باشد، زيرا از لحاظ نهشته هاي كروميت، بسيار غني است. اين بستره كه مسلماً نوموليتي است در فاصله 125 كيلومتري نهشتههاي لوتتي كه محتوي Nummu lites perforatus است و در كوههاي بلوچستان، در شمال شرقي شهر زاهدان واقع است قرار دارد. وجود دوره نوموليتي و بويژه دوره لوتتي در شرق ايران از شمال تا جنوب تأييد شده است. در دوره نوموليتي بلوچستان، فعاليت هاي متعدد آتشفشاني چه در ائوسن و چه در اوليگوسن تشخيص داده شده است. اين فعاليت آتشفشاني مربوط به قسمتي بوده است، كه فليش آتشفشاني از كرتاسه بالايي تا پايان دوره نوموليتي در شمال و شمال غربي بلوچستان وجود دارد.

در قسمت جنوبي تر ميان حرمك و زاهدان جاده آسفالته از كوه ملك سياه كه از فليش تشكيل شده است، مي گذرد اين فليش از 1500 متر روانه ها، توفهاي آتشفشاني، شيت هاي رنگارنگ، ماسه سنگ ها و به ندرت عدسيهاي آهكي تشكيل شده است كه همه آنها چين خورده و فرسايش يافتهاند و رگه هايي از كوارتز، آنها را قطع كرده است. دردامنه شمال شرقي اين قسمت نوموليت هاو آلوئولين هاي غير مشخص و يكي از توتياهاي دريايي موسوم به Arachnio pleurus semireticulatus در ائوسن زيرين كشف شده است. در كوه شتران ( شتري ) طبقات آتشفشاني، بازالت، آندزيت، داسيت، ايگنمبريت و توف هاي بمب دار يافت شده است. و به خوبي معلوم مي شود كه از كرتاسه بالايي، دريايي جوانتر بوده و بيش از ميتوپليوس تشكيل شده است. در بعضي نقاط، طبقات آتشفشاني، آهكهاي محتوي آلوئولينها و نوموليت هاي ائوسن زيرين و شايد مياني را پوشانيده است. بنابراين، به نظر مي رسد كه اين طبقات آتشفشاني كه در بخش بزرگي از سرزمين ايران شناخته شده است، متعلق به دوره ائوسن و حتي اوليگوسن باشد، از اين رو مي توان گفت كه دوره نوموليتي دريايي و ائوسن مياني بويژه در همه مشرق بلوچستان با دورخساره متفاوت وجود دارد، يكي رخساره كاملاً آهكي در شمال و ديگر رخساره فليش در جنوب، نزديك زاهدان، با توليت بزرگي وجود دارد كه گرانيت آن در فليش نفوذ كرده است. درمكران نيز سنگ هاي ائوسن دريايي ديده مي شود كه از ماسه سنگ ها و شيل ومارن تشكيل شده اند و ميتوان رخساره فليش را به آنها نسبت داد، ولي سنگهاي آتشفشاي در آنها ديده نشده است. در ناحيه غربي بلوچستان دردرون شبه فليش هاي ائوسن - اوليگوسن، مقدار زيادي از بلوك سنگ هاي بيگانه مشاهده مي شود كه مورفولوژي آنها بسيار مشخص است، زيرا در برابر فرسايش، مقاومت بيشتري نشان داده اند. اين بلوك ها از جنس سنگهاي آذرين (اولترابازيك ) و رسوبي است. درارتفاعات بشاگرد، بلوك سنگ بيگانه اي از جنس آهك ديده شده است كه سن آن پرمين است، اين واحد كه گسترش زيادي دارد با دگر شيبي روي آميزه رنگين قرار گرفته است.
گاندو:
گاندو (Crocodylus palustris) یا تمساح پوزهکوتاه، بزرگترین خزنده ایران است که در ناحیه بلوچستان دیده میشود.

زیستگاه اصلی این تمساح ۳۸۰ هزار هکتار مساحت دارد که بخشی از آن در چابهار و بخش دیگر آن در شهرستان ایرانشهرقرار دارد. بیشتر این تمساحها در برکههای میان راسک و باهوکلات و باتلاقهای دلگان و کلانی متمرکز هستند. طول این جانور تا چهار متر است. این خزنده بازماندهُ خزندگانی است که حدود ۲۶۵ میلیون سال پیش میزیستهاند.

این تمساح دارای پوزهای پهن است که فک بالایی ۱۹ دندان و فک پایینی ۱۵ دندان دارد. در قسمت پشت سر و در ناحیه گردن دو جفت صفحه شاخی بزرگ دیده میشود. دارای پاهای کوتاه بوده و پنج انگشت منتهی به ناخنهای بلند در پاهای جلوئی و چهار انگشت منتهی به ناخنهای کوتاه تر در پاهای عقبی دیده میشود. رنگ عمومی بدنش زیتونی تا قهوهای بوده و شکمی بدون فلس و به رنگ سفید متمایل به زرد دارد.

گاندو؛ پاسدار بركهها
بلوچستان تنها زيستگاه گونه كروكديل ايراني است. «گاندو» نامي است كه اهالي منطقه بر اين خزنده گذاشتهاند.
رودخانههاي سرباز، باهوكلات، كاجو، آزادي و برخي رودخانههاي سيستان و بلوچستان به زيستگاه اين جانور تبديل شدهاند.
مردمان بومي، گاندو را حيواني مقدس و خوشيمن ميدانند و به اين باورند كه گاندو نگاهبان بركههاي آب شيرين است و چنين باور و اعتقادي راز بقاي كروكديل ايراني است. براساس آخرين سرشماري در حال حاضر حدود 120 تا 130قطعه «گاندو» در منطقه بلوچستان يافت ميشود
شعر بلوچی:

اول توسيپ ته را لا يك انت پروردگار
هردَم ، شپءُ روچ بيكرار
دوّم په تي آحرين پيگمبرءَ
كه ما هستين كيامتءَ آئي ميار
ته روچءِ كه اي جهانءِ تها زندگين
يا رب كنين ما تهناته را توار
په تي ذاتءِ لايزالءِ حاطرءَ
جنگءُ پتنهءَ پمّا ميار
مني دانشگاهي اين براسءُ گهار
گوندطين كسهءَ چه من گوش بدار
كسه چه بلوچءِ گيرتءُ مرديءَ
وكتي كه براسي بيت بي جاهءُ دوار
روچِي كه بلوچءِ دژمنءَ كيت به آئي سر
اي دگران دژمنءَ كننت توار
هرچنت كه شي تي دژمن انت
هنو توكمّي وتي دستءَ بدار
هنو كه شي مني گسا انت
آئي هست انت مني ميار
بزو و تي لشكرءُ وتي ملّتءَ
زوت برو كه نيست انت ادا تئي دوار
دژمن چَه جنگءِ كينگءَ
گُشي كه آرا زوت پمّن بيار
اگن نه تباهيءُ جنگءِ جورطءَ كنان
كُشان چه تيءُ چه آئي چُنت هزار
پسو دنت، پروا نداري په تي سرءَ
آ كه په كمكءَ بيت تيار
اگن كُشگ بَنت كل مني راجءُ سياد
شي مني پونزانت ، نه كناني تي كِرّءَ سُوار
هنو كه به تي پادءَ بسته كمان
اگن توان ءِ بكن منا وارءُ زار
چه دَورءِ كديم دورْءِ دوْر
اي حصلت بلوچي ، منته پمّا يادگار
شِرءَ چه من بزانت كُل جهان
كه ما را مردي حصلت ، هست انت بي شمار
يكء چه مي گهترين رسمءُ عادتان
كه هچ گارءَ نبيت، هست انت ميار
اگن روچءِ ويل كنين اي رسم و عادتان
مگه ما هم مرين ، چِي جهانءَ كنين لدطءُبار
اي بلوچءِ راج، چه سرحد ته مكران
تِراكسم،په تي گيرتءَ كه بَي تي براسءِ
گمگسارزندءَ بَي ، زندءَ بَي اي بلوچ
ته جهان هستءُ هست انت اي روزگار
اگن مروّت چه تو ، تي مردانگي
هستءِ بري جهانءَ ته تهنا راج بركَرار
اي بلوچ بزو پنتان «خيراللهي»
كه تي و شيءُ آباديءَ كشيت انتظار

از مکان و مسکن و مأوای حاصلخیز او از کویر و ساحل بحر عمان گویم سخن
از فراز کوه تفتان ، اژدهای آتشین سرد و آرام با دلی آتشفشان گویم سخن
من ز بزمان و شکار و صید و آب معدنش از جبال زنده سر بر کهکشان گویم سخن
از دیار پیپ ، فنوج ، آزباگ و کوه سفید معدن نفت ، طلا و برلیان گویم سخن
من ز بنت میر قنبر ، نیکشهر و قصر قند من از ان پاینده مرد جاودان گویم سخن
زان همه آب روان ملک بمپور بحرگون بس لطیف و نرم مثل پرنیان گویم سخن
ارض حاصلخیز و آن رودخانه پربرکتش غله را انبار همچون سیستان گویم سخن
بخش سربازم بهشت خطه زرخیز من باغهای سبز آن، چون بوستان گویم سخن
از دیار پیشین وخاک زر باهوکلات من ز خاکی که نباشد مثل آن گویم سخن
چابهار و بندر آزاد و بحر پر خروش از کنارک این دیار مرزبان گویم سخن
از سفالکاران سرباز وسراوان سر فراز مردمان بی ریا وکاردان گویم سخن
از دلاور مردم سرحد ، خاش و زاهدان از برای خاک میهن جانفشان گویم سخن
ازجنوب شرق ایران از هوای گرم گرم چون دل این مردم خونگرممان گویم سخن
مسکنم ، تاریخ گوید ساحل بحر خزر چون همان دریادلان قهرمان گویم سخن
سامی ام گویند ، اما آریائی زاده ام بازبان آریائی همچنان گویم سخن
سرزمینم راعرب خواند، مکا با ضم میم وز مکوران خاک پاک مکران گویم سخن
تازیان را چ نباشد ، نام من گوید بلوش این چنین اسمی ز تورات زمان گویم سخن
هموطن با ضم ب گوید ، بلوچ نام مرا من به فتح ب و لام عیان گویم سخن
پاکزاد فردوسی در شاهنامه، از کوچ بلوچ ذکر خیری کرده ، من از این وآن گویم سخن
شاعر طوسم ، سگالنده همی خوان مرا با عدوی خاک میهن از تئان گویم سخن
سر ز راه خاک موطن، کی کنم هر گز دریغ عرصه پیکار را چون قهرمان گویم سخن
کیش من اسلام می باشد ، زبانم آریا رایت اسلام را چون پاسبان گویم سخن
هنگ جمازم بود، نقش ستون بیستون من زدور داریوش و آن زمان گویم سخن
دفن شد در زیر خاکم لشکر اسکندری از نبرد و کارزار بی امان گویم سخن
زیر پایم فرش کردم لشکر ، حجاج را آنچنانکه برگ ریزد در خزان گویم سخن
لشکر صفاریان را در سراوان ، شهر جالق کرده ام تدفین ، من از ان مکان گویم سخن
از جدال تن به تن با پیر استعمار ، من از بلوچ ، چاه تمین و زاهدان گویم سخن
دیلمی ها لشکری از قوم من در فوج خود داشتند ، زان لشکر پیل دمان گویم سخن
از جلال الدین خوارزمی، با قوم مغول من حمایت کرده ام تا پای جان گویم سخن
از شکست گنجعلی ، والی شاه عباس ، من با تو از شمس بلوچ پهلوا ن گویم سخن
نارواها دیدم از قوم مغول ، بی حد من از جفا و جورشان، من با فغان گویم سخن
دفع شر اشرف افغان را ، در کوه سفید من نمودم مثل آن شیر ژیان گویم سخن
از جفا خوردم اگر آن سیب زهر آلوده را از امیر غزنوی ، در اصفهان گویم سخن
کشتن نادر ، سپس تا عهد شاهان قجر داد خود بگرفته ام ، از دشمنان گویم سخن
قلعه بمپور ، کو ساید سرش بر کهکشان هر ستون را بود ، صد داستان گویم سخن
تازیانه خورده ام ، از دشمنان بسیار من از نشان ظلمشان ، بر پشت جان گویم سخن
باز کرد یوغ اسارت ، انقلاب با سپاس زان ، خدای لامکان گویم سخن
سخت بیزارم من ، از کار خلاف و هرزگی مرد کارم ، از برای آب و نان گویم سخن
سرزمینم مستعد ، و مردمانم با هنر با مردمان دنیا ، همزبان گویم سخن
گر بود ابزار کارم ، در امور صنعتی در جوار ، ملک چین واصفهان گویم سخن
دختران با هنر ، گلدوز و سوزن کار من منحصر تنها به فرد ، از کارشان گویم سخن
رودهای دامن ، بمپور ، سرباز و نهنگ جاریند ، افسوس من تشنه لبان گویم سخن
قلعه پهره ، که از قاجار باشد یادگار از بن این برج ، عهد باستان گویم سخن
قادر ، اندر بارگاه موطن آزادگان با سری تسلیم ، بر این آستان گویم سخن

همدل و همیارین بلوچ
دلگوش کن گپے بلوچ
گپ اون دو انت،چار انت بلوچ
پر تو سلام اے راج بلوچ
تو چاکرے اوبادگء
میر هملء تو وارس ء
هر بزگی تو اوپاراتگ
باهوٹء سر تو پلگاراتگ
تو بندیگ نداتگ دژمنان
په آجویی سر تے شتگ
او بلوچ
همدل و همیارین بلوچ
آتکگ کدین اے ویل بدین ؟
چمدارء و پنڈے چرپین دپار
کشے تریاک و جنے زنڈین دپار
افسوس مناں بژنیگ هزار
گون تو کناں من واه و زار
ڈیه ات شتگ رهن انت ڈگار
دلجم نهے تو لوگا وتی
اوه بات په من اوه بات په تو

می امیتین...
اول دین سلامی اسلام رهروان
آ ملک مردمان کانون مستران
صد سلام بیت پر شما و یک سلامی دیم به دیت
صد پیام بیت پر شما و یک پیامی دیم به دیت
ما ادا درس وانگین و انتظار کشگین
انتظارنت اش جوانان یک جوانی دیم به دیت
***
ما ادا پ ای امیتا اتکگین و نشتگین
ملک و مردم انتظارانت زانتکاري دیم به دین
ما ادا درس وانگین و انتظار کشگین
می امیتین اش جوانان یک جوانی دیم به دین
ما ادا پ سر بلندی، نیک نامی آتککین
می امتین ملک توکا نیک ان نام دیم به دین
ما ادا پ علم واستا یک پ یک جهد کنین
می امتین ملک توکا جهد کار ء دیم به دین
ما ادا پهک چو برات چو گهارا نشتگین
می امتین ملک توکا زر نگار ء دیم به دین
هر بلوچن بی بی ء هست ما گهاری زانگین
می امتین ملک توکا یک گهار ء دیم ه دین
هر کسا یک مشکل ء بیت یک پ یک درد وار بین
می امتین ملک توکا درد وار ء دیم به دین
وشیانی وهد که کیتین ما ادا وش حال ء بین
می امتین ملک توکا وشین حالء دیم به دین
گن مصیبت جفاهان ما ادا بین سازگار
می امتین ملک توکا سازگار ء دیم به دین
یک ء دگر حبران یک پ یک گوش کنین
می امتین ملک توکا یک گشوک ء دیم به دین
ما ادا پهک چو تپاکن، در چک دوستی کشتگن
می امتین ملک توکا یک کشوکی دیم به دین
تو مکن باسط وتا دور اش بلوچ ء ملت
چو مزور پر وت جفاه سهت سور علت
من دلا زانان اگر من دور به بان اش ملت
پر وتن زرتک جفاه سهت سور علت